علی اصغر

خرید بک لینک
تو را باب الحوائج ، شش ماهه دیدم

صدای قهقهه هایت شنیدم

درون قنداقه و شیرخواره دیدم

صدای گریه هایت را شنیدم

هماندم که عدو آب را به دشت بست

به این نا اهلی اش وقتی کمر بست

تمام کاروان را در خطر کرد

از آب دادن به طفل وقتی حذر کرد

تو را دیدم که بی تاب و توانی

در آن گهواره ات که نیمه جانی

تو را دیدم که بودی تشنه و زرد

در تلظی بودی و بیتاب از درد

بدیدم که دگر آب چاره ات نیست

پدر را لیک دگر صبر و قرار نیست

تو را دیدم که بابا در بقل کرد

همه عشق خودش بر تو غزل کرد

در آن وادی که بابایی خطر کرد

زسوی دشمنش آبی طلب کرد

شنیدم که پدر یاد خدا کرد

ز سوی دشمنش یاری صدا کرد

ندای هل من بابا را شنیدم

و بابا را چه دل آشوب بدیدم

تو را دیدم که با با بر سماء داشت

عدو دیدم که چشمانش جفا داشت

بدیدم که سه شعبه بر کمون شد

تو را دیدم گلویت غرق خون شد

هماندم که عدو تیر را رها کرد

بدید که تو را بابا صدا کرد

جدا بود و سرت آویز گردن

مگر شیر خواره ها مرد نبردن ؟

که اندام تو همچو یک نهال است

چنین ظلم به هر گبری محال است

که دیده سه شعبه تیر جنگی

به نوزادی زنن با چه خندگی

تو را دیدم که سرباز حسینی

که شیرخواره ی نور دو عینی

تو را دیدم که خونت بر سماء رفت

سرت بر نیزه و تیر جفا رفت

تو را دیدم که بابا می پوشاند

به پشت خیمه ها او میرساند

که شاید مادری اصغر نبیند

مبادا او گلی پرپر ببیند

تمام هستی مادر گلش است

نشستن بر صدای بلبلش است

بدیدم که پدر را غم گرفته

ز روی مادرت ماتم گرفته

بدیدم پدر را شرمسار است

ز روی مادرت با حال زار است

دگر بابا توانش نیمه جان شد

نگاهش آندمی بر آسمان شد

بگفتا من دگر سرباز ندارم

دگر شیرخواره ای طناز ندارم

دگر تاب فراقی را ندارم

مرا هم تو ببر تنها نذارم

که دشمن این گلم هم پرپرش کرد

چنان سه شعبه را در حنجرش کرد

تو این را کرده ای بر او رسالت

که سبرابش نمود شهد شهادت

برایت می نویسم و به یادت ......

ما را در سایت برایت می نویسم و به یادت ... دنبال می‌کنید

برچسب: علی اصغر پورمحمدی,علی اصغر شهبازی,علی اصغر رمضانپور,علی اصغر بهاری,علی اصغر یوسف نژاد,علی اصغر,علی اصغر فانی,علی اصغر شمیم,علی اصغر حاج سید جوادی,علی اصغر هنرمند, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 20:53

صفحه بندی