الا ای مرغک تیز بالِ پرواز
که دائم بال خود را می کنی باز
صدایم میکنی با نغمه ی ساز
به رویم میکنی پنجره ای باز
مرا این نغمه ات هوایی کرده
دلم را طالب رهایی کرده
شده این بانگ تو داخل به جانم
و خواهم هر دمی تو را بخوانم
تمام کن نغمه را روی برون دار
که نغمه خوش بود با روی دلدار
گذار مرغ دلم سمت تو آید
که شاید دیر شود دیگر نیاید
مرا گر نغمه ایست از رنگیِ توست
که شوق نغمه ام قشنگیِ توست
همین نغمه شده یک شوق پرواز
که شاید وا کنی تو پرده از راز
نهانی را کنی چون آشُکارا
به خیری عاقبت کن کار مارا
نهانی را نشانش تو بدانی
که تو خود صاحب نام و زمانی
قسم بر آن نهان که تو نشانی
بده این نغمه را روح و روانی
اگر تقدیر تو ختم جوانیست
دگر بر نغمه ام سکوت روا نیست
ما را در سایت برایت می نویسم و به یادت ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19