درست بشیم
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 22:38
درست بشیم گاهی کارشان لگد مال کردن زخم های توست گاهی بر روی شیشه ی اعصابت ناخن می کشند تا تو را آسی کنند تا تو عاصی شوی تا شاید جرقه ای شوی برای روشن کردن آتش اهدافشان که اگر هوشیار نباشی خواهی سوخت .اما تا کی بایستی جولانشان را تحمل کرد بخدا عدالت این نبوده و نیست .آری وقتی کار عدالت از کرسی ساده ب
صبر است مرهم این دل بیقرار........
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 23:10
صبر است مرهم این دل بیقرار........ صبر تنها مرهم دوری از توست برای منگاهی با خودم زمزمه هایی دارم که در آن یاد تو بیداد میکندبی تو معنی محبت برایم بی رمق شدهاحساسم به انزجار رسیده از اهل دنیامیدانم شاید تو این را نمی پسندیاما دست خودم نیست تنهایی هایم بوی تو را برایم می آوردنمیدانم سرنوشت مرا چگونه
برای تو........
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 5:45
برای تو........ الا ای مرغک تیز بالِ پروازکه دائم بال خود را می کنی بازصدایم میکنی با نغمه ی سازبه رویم میکنی پنجره ای بازمرا این نغمه ات هوایی کردهدلم را طالب رهایی کردهشده این بانگ تو داخل به جانمو خواهم هر دمی تو را بخوانمتمام کن نغمه را روی برون دارکه نغمه خوش بود با روی دلدارگذار مرغ دلم سمت تو
دوباره تو
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 7:54
دوباره تو سلام خدا دلم تنگ است عاشقانه هایت را میخواهم میدانم عاشقانه تر از این از تو خواستن xa0زیاده خواهیست وقتی همه چیز به من داده ای دیگر بیش از این از تو خواستن xa0زیاده رویست اما آدمم دیگر تو مرا میبینی و میدانی چه چیز برایم پر اهمیت است و فقط آنرا از تو میخواهم که میدانم کوچکترین است برای تو ...
برای محمد مهیار.....
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 7:54
برای پسرم بِه (بهترین ) روزی بود و پر ز مستی ،کی؟دل انگیز روز بیست و نه دیخدایم مرا لطفی بی شمار کردبهاری پر ترنم ، آن زمستان سردبهار در خانه است و کاشانه آبادکه حُسن و نیکی اش را او به من دادبنامش کردمی نام محمدبه یاد و نیکی آن حسن سرمدزمانی پدر را او نشان استبرایش یادگاری در زمان استتو ای نام پدر
شب بیقرار
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 2:17
شب بیقرار شب است و گشته ای راهی محرابگرفته رفتنت از چشم من خوابدگر امشب شده آتش به جانممبر با خود پدر روح و روانمپدر حال دلم امشب غریب استببین رنگ شب امشب عجیب استببین دستگیره ی در ناله داردکه با خود ماه شب هم هاله داردمرو بابای من یاری خبر کنبمان اینجا و تو ختم سحر کنمرو بابای من سمت نمازتکه امشب د
تامل
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 6:50
گاهی انسانیت به قدری بی ارزش میشود که حیوان بودن را ترجیح میدهم زیرا اگر محبتی به حیوانی بکنی حتما آثارش را خواهی دید اما انسانیت وقتی فراموش شود از هر حیوانی خطرناکتر میشویم .آدمی که خود را اشرف مخلوقات میداند و از عقل و تفکر برخوردار چگونه وقتی این دو را فراموش میکند خواهد توانست انسان باشد .خوب ب
بدون شرح...
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 6:50
بدون شرح... هوای غریبیست هوای باتو بودن من آغاز هر روزم را مدیون تو هستم که تو خودت آغاز همه چیز هستی من نور چشمم را از نورانی وجود تو دارم من تو را دارم و تو هیچکس را نداری من آرامشی دارم که تو مامن آن هستی خدایی هایت را دوست دارمگاهی آنقدر در خودم فرو میروم که از کنارم میروی اما مدتی بعد متوجه میش
دل است دیگر.......
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 6:50
دل است دیگر....... دلم گاهی گریه میخواهد اما اشکهایم خشکیده گریه میکنم اما بی صدا گاهی چشمانم قرمز میشود اما گریه نمیکنمدلم را خون کرده است زمانه مردمانش همه حال مرا نمی فهمند آری راست گفت هر کس نغمه ی خود را میخواند و می رود اما چرا نغمه هایمان را شنوایی نیست چرا نغمه ها ساز جداییست چرا قلب هایمان
و بازهم........
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 6:50
و بازهم........ خدایا دنیایی را به ما داده ای که زیبایی هایش را در چیزهایی میبینیم که شاید بی ارزش ترین چیزها باشد و زشتیهایش را در چیزهایی که شاید قابل اهمیت نباشد هر چه هست دنیاییست که تو به ما داده ای و باید شکرت را بگوییم که آنرا با خوبی به ما داده ای اما فهم ما آنقدر نیست که آنرا خوب نگهداریم ا
گمشده ی من
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 6:50
گمشده ی من کجایی که چند روزیست دلم تو را زندگی میکند قلبم برای تو می تپد کجایی که عالمم وصال توست کجایی که تسخیر کرده ی تمامم را مرا تنها گذاشته ای نمی دانی از دوری دلم میمیرد قلبم می ایستدنمی دانی چندروز زندگی باتو عمری مرا جوان کرده بود حال رفتی و دقایق نبودنت برایم چند سال طول می کشدمرا به کی سپر
بنام جان افزای پدر و مادر ....
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:53
الا ای مادرم دردت به جانم بمیرم آندمی نامت نخوانم اگر هستم ، برای بودن توست همان دستی کین پیکرم شست بهشت برین بر زیر پایت خدا در پیش خود داده جایت اگر خدایم تنها دلبری کرد که شاید تنها بودنش را او بری کرد تو را به نزد خود ماواxa0 گزیده که او بر خودش مادر ندیده به ما این لطف او ارزانی کرده در آخر بر ...
خدایا نگاهی بر من نابنده انداز
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:53
خدایا می شناسی این دلم را جفای باطن و باد سرم را اگر نیستم مقید بر نمازی به سویت دارمی دست نیازی خدایا که یدالله دستی از توست همه جان و جهان و هستی از توست اگر که لایقم تو عاشقم کن بگیر دست مرا تو صادقم کن نگاهی بر من نابنده انداز تا شاید که شود این چشم من باز خدایا عالمی را غم گرفته پر از تزویر شده...
طاعت ...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:53
ای که رب انس و جانی اگر خواهی جانم را ستانی اگر بودم پریشان حال و خسته زروی آن ملک با چشم بسته هماندم لطفی کن سوی تو آیم نبندد دیگری زنجیر به پایم مرا فارغ از این دنیا تو گردان به عشق اولیا محشور تو گردان اگر باشم شروع هر گناهی تو ای خدای من تو سرپناهی اگر با من کسی از ره بدر شد وجود تو در او گر بی ...
اسیر و مبتلا
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:53
اسیر و مبتلا ابرو کمانم که گویند عاشقم شاید گمانم اگر که عاشقی باشد گناهی بدون تو دگر من هم نمانم xa0
شادی یک ماتمی
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:53
سربلندم وقتی من از عشق تو دم میزنم وقتی اسم تو میاد مرهم به زخمم می زنم مرهم زخم منی التیام این غمی شادی و تو ماتمی بس که بیشی و کمی شادی یک ماتمی انگاری تو زمزمی چشم به راه تو منم مست بوی پیرهنم xa0یوسف زهرا تویی عاشق شیدا منم گر نیایی مرده ام چون گلی پژمرده ام میمیرم از انتظار بی کسم در این دیار ع...
علی اصغر
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:53
تو را باب الحوائج ، شش ماهه دیدم صدای قهقهه هایت شنیدم درون قنداقه و شیرخواره دیدم صدای گریه هایت را شنیدم هماندم که عدو آب را به دشت بست به این نا اهلی اش وقتی کمر بست تمام کاروان را در خطر کرد از آب دادن به طفل وقتی حذر کرد تو را دیدم که بی تاب و توانی در آن گهواره ات که نیمه جانی تو را دیدم که بو...